
بهار من شدی خزون این اول جوونی سنگین – شب دوم فاطمیه دوم 1402 هیئت بین الحرمین طهران بهار من شدی خزون این اول جوونی همسایه ها همه میگن بعیده که بمونی حالت وخیمه زهرا افتادی دیگه از پا میبینمت که بیقراری با حال زار و بیمار دست میگیری به دیوار زانوی راه رفتن نداری پُر از درده این جسم خستت نکش کار از دست شکستت ... مرو زهرا ، مرو زهرا ... از کینه ی من هی به تو شنیدم حرف بد زد تو پشتِ در بودی که بی هوا به در لگد زد واسه تو اشک میریزم منو ببخش عزیزم درو نشد بردارم از روت آ...
ادامه مطلب