
مادر نگرانم چشماتو ببندی زمینه – جلسه هفتگی 1402/09/08 هیئت بین الحرمین طهران مادر نگرانم چشماتو ببندی با آه شبونت از جا دلو کَندی این روز و شبا به درد و غم اسیری حتی توو نماز هم پهلوتو میگیری آه از غمِ غربت خونه چشمات دوتا کاسه ی خونه دستامو بگیر و پاشو موهامو بزن باز شونه بمون مادر ، نفسات گرما میبخشه بمون مادر ، الهی حالت بهتر شِه ... بمون مادر ، بمون مادر بمون مادر ... با اشک سرازیز بستر میشوری دیدم میپوشونی زخماتو چجوری بار سفرت رو میبندی تو کم کم بالا نمیاد مادر ...
ادامه مطلب
نگران بودی ، کاش علمدارت بود شور روضه ای – شام غریبان محرم الحرام 1402 هیئت بین الحرمین طهران نگران بودی کاش علمدارت بود در امان بودی نگران بودی کشته ی گرسنه ی دم اذان بودی نگران بودی گریه به اون ساعت گرم و تار میکنم مثل رباب از سایه فرار میکنم عالمو به داغ حسین دچار میکنم اون همه فریاد زدی حرف دِرهم نشد حتی علی اکبرم اینقده دَرهم نشد ... غریب مادر حسین ، غریب مادر حسین ... روسیاه بودن نصف جمعیت همه توو قتلگاه بودن بی ادب بودن خیلیاشون از کشتنت عقب بودن بی ادب بودن ن...
ادامه مطلب