
ای که از کودکی ام پای غمت پیر شدم سنگین – جلسه هفتگی 1403/03/02 هیئت بین الحرمین طهران ای که از کودکی ام پای غمت پیر شدم بر درِ خانه ی تو بسته به زنجیر شدم من که با چای تو یک عمر نمک گیر شدم جز تو از عالم و آدم به خدا سیر شدم به امیدی که جوابم بدهی آمده ام جرعه ای از مِی نابت بدهی آمده ام ... جانم حسین جانم ، جانم حسین جانم ... من غلام توام اربابی و آقایی کن مُرده ام با نفست کار مسیحایی کن دیده ام را زِ غمت دیده ی دریایی کن بیت الاحزان مرا حضرت زهرایی کن &...
ادامه مطلب
از کودکی مِهرت با دل گره خورده واحد – شب هشتم محرم الحرام 1402 هیئت بین الحرمین طهران از کودکی مِهرت با دل گره خورده خوشبخته هرکس که اسم تورو بُرده ای روح امیدم ، ای قبله ی دلها کاش قسمتم باشه اینبار حرم آقا تصویر رویایی ، تصویر شیش گوشت کاش مرگ من باشه آخر توی روضت ... جانم حسین جانم ، جانم حسین جان ... وقتی ازت دورم دنیا چه دلگیره قطعاً همین دوری جونم رو میگیره اشکای توو چشمام بارونِ پاییزه عمق وجودم از عشقِ تو لبریزه اسم تورو هرجا بر لب نوا دارم میخوام بگم آقا خیلی دو...
ادامه مطلب
از کودکی برای شما گریه میکنم از کودکی برای شما گریه میکنم اصلاً زِ کودکی دل من مبتلای توست حاتم به صاحبی درت فخر میکند دست تمام عالم و آدم گدای توست شش گوشه ی شما شده دارالقرار عشق هر جا که...
ادامه مطلب