از زمونه سیرم با خودم درگیرم

خرید بک لینک

از زمونه سیرم ، با خودم درگیرم

زمینه جلسه هفتگی 1402/02/06

اززمونه سیرم ، با خودم درگیرم

منجوونیمو از این دنیا چجوری پس بگیرم

کردهغصت پیرم ، دوری شد تقدیرم

توخودت میدونی دیگه روضتم نیام میمیرم

بارفیقم ما چقدر سینه زدیم یادت میادش

ماروآقا که

مابا هم روضه میومدیم الآن اون زیر خاکه

آخزیر خاکه

اومدهپیش خودت گریه کنه من که میدونم

منکه میدونم

یاداون روزا میخوام با گریه هام روضه بخونم

بازمبخونم

روضهی امشب عزیزم روضه ی عشق و وصاله

روضهی اونی که میگم بی بیه اما سه ساله

...ای حسین جانم حسین جانم ...

دخترت ترسیده ، زجر بهم خندیده

هی با طعنه بهم میگه عمو اباالفضلت رسیده

سر رو خاک میذارم ، با کتک بیدارم

تو خودت بهش بگو من دخترم غروری دارم

تو بیابونا نبودی روی این خارا دویدوم

خیلی دویدم

آخ بابا میدونی که از دست زجر زجری کشیدم

زجری کشیدم

روبروی نیزه ی سرت منو خیلی کتک زد

بابا چه بد زد

خاطره خوبی نداری تو ولی بابا نبود

خیلی لگد زد

خیزران لبهاتو بوسید جای بوسش رو لباته

امشب آرزویم بابایی باز شنیدن صداته

... ای بابایی ای بابایی ...

میبینی دنیا رو ، حالمون شد زار و

عمه کاش نبینه زخمای لب و دندون مارو

حالمونم خوب نیست ، تو دلم آشوب نیست

نه روی لب تو نه رو تن من اصلاً که جا چوب نیست

دیدی دست ساربان خالیه انگشتر رو دادی

ای مهربونم

رفت سرت توی تنور نخورد لبم دیگه به نونم

حتی به نونم

آخ نگام کردی همش نشد تو آغوشم بگیری

قلبم گرفته

ضربه ای که خوردم از خولی و زجر یادم نرفته

یادم نرفته

وقتمون کمه عزیزم میبینیم همو انشاءالله

دنیا جای ما دوتا نیست کاش بشه بریم از اینجا

... ای بابایی ای بابایی ...

شاعر : حسین عیدی


هزینه استفاده از اشعار یک صلوات برای ظهور و سلامتی امام زمان

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

کسب درآمد از پاپ آپ با پاپ آپ می

عکست تو قاب چشممه...

ما را در سایت عکست تو قاب چشممه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:38

صفحه بندی